السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

253

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

بيانگر سلب امتناع بالذات و امتناع بالغير از طرف موافق قضيه مىباشد . يعنى اگر گفته مىشود : « الف امكان وقوعى دارد » ، معنايش آن است كه وجودش نه امتناع ذاتى دارد و نه امتناع غيرى ؛ همان‌طور كه امكان عام سلب ضرورت از طرف مخالف قضيه مىكند ، يعنى اگر گفته شود : « الف امكان عام دارد » ، معنايش آن است كه عدمش ضرورى نمىباشد ، كه لازمه‌اش سلب امتناع از طرف موافق قضيه است . امور عامه امور عامه بخشى از فلسفه ( به معناى گستردهء آن ) است كه از مسايلى بحث مىكند كه اختصاص به يك قسم خاص از موجودات ندارد ، مانند : وحدت ، شيئيت ، كليت و جزئيت ، عليت و معلوليت . در كتاب‌هايى مانند بداية الحكمه و نهاية الحكمه ، به استثناى بخش آخر كه دربارهء واجب بحث مىكند ، بقيهء مباحث همان امور عامهء فلسفه را تشكيل مىدهد . و بنابر اعتبارى همان بخش آخر نيز جزء امور عامه به شمار مىرود . ان يفعل ( - كنش ) مقولهء « فعل » كه به آن « يفعل » نيز گفته مىشود ، و آن را به « كنش » ترجمه كرده‌اند ، عبارت است از هيئتى تدريجى و غير قار كه در شىء مؤثر ، تا وقتى در حال اثر كردن است ، پديد مىآيد ؛ مثلا وقتى ظرف آبى روى آتش است ، و آتش آن را به تدريج گرم مىكند ، حالت خاصى كه در زمان گرم شدن آب از تأثير تدريجى آتش در آب ، براى آتش پديد مىآيد ، « فعل » مىباشد . ر . ك : ان ينفعل . ان ينفعل ( - كنيدن ) مقولهء « انفعال » كه به آن « ان ينفعل » نيز گفته مىشود و به « كنيدن » و « پذيرش » ترجمه شده ، عبارت است از هيئتى غير قار و تدريجى كه در شىء متأثر ، تا وقتى در حال اثرپذيرى است ، پديد مىآيد . مانند حالت خاص آبى كه بر روى آتش است كه تا وقتى بر روى آتش است و در حال گرم شدن مىباشد ، آن حالت را دارد . قيد « غير قار و تدريجى » كه در تعريف مقولهء فعل و انفعال آمده است ، براى آن است كه فعل و انفعال ابداعى را كه به يك‌باره صورت مىگيرد ، از تعريف خارج كند ؛ مانند ايجاد كردن خداوند عقل را ، و موجود شدن عقل به ايجاد خداوند . اين دو امر هيچ‌كدام از مقولهء فعل و يا انفعال به شمار نمىروند ، زيرا اساسا ماهيت نيستند ، بلكه از صفات وجود مىباشند . وجود معلول وقتى با ذات و ماهيت معلول ( - قابل ) سنجيده شود ، انفعال ؛ و وقتى